يونانيان و روميان با موش بهوسيلهٴ گربه مبارزه نميكردند، بلكه نوعي راسو را به كار ميگرفتند، كه به آن musta ميگفتند. بقاياي گربهها در سكونتگاههاي رومي ـ بريتانيايي بهدست آمده، ولي دقيقاً نميتوان گفت كه آنها اهلي بودهاند يا وحشي. در دو نامه از لندن (به تاريخ 24 ژانويه و 10 فوريهٴ 1947) آقاي ا.م.م. الكساندر گزيدهاي از شواهد موجود را برايم فرستاده و چنين نتيجه گرفتهاند: ((گربهٴ اهلي را در بريتانياي عصر روميان ميشناختند و اين عقيدهاياست كه امروزه عموماً پذيرفته شده)).
در قوانين هُول ددا يا خوب، شاه قديم ويلز (وفات: 950) اشارههاي مكرري به گربه وجود دارد. در كتاب مقدس ذكري از گربه ديده نميشود.
فرقهٴ دراويش شاذليه (ص 3588). در يادداشتهاي اين مجلد كه به طريقتهاي صوفيه اختصاص يافته تنها ميشد از مهمترينشان ياد كرد. شايد اشارهاي هم بايد بشود به شاذليه كه عليبن عبدالله شاذلي (تولد: حدود 1196، در نزديكي سَبْته در مغرب يا در شاذليهٴ تونس، وفات: حدود 1258، در مصر عليا) تأسيس كرد. افكار صوفيانهٴ او نهتنها بر فرقهٴ شاذليه، بلكه به قريب سيزده فرقهاي هم كه از آن منشعب شده، تأثير عميقي داشته است. پيروان شاذليه امروز زاويههاي متعددي بيشتر در شمال آفريقا و غرب مصر دارند.
دُن ميگوئل آسين ئي پالاثيوس فقيد بهخاطر ابن عباد به شاذليه علاقهمند شد و مطالعات مفصلي دراين زمينه كرد.
نقشهٴ كرهاي ستارگان مربوط به سال 1395 (ص 3668). مقايسهٴ اين نقشهٴ كرهاي با نقشهاي كه در سال 1193 تهيه و در سال 1247، بر سنگ كنده شده و تا امروز در ون ميائوي سوـ چو نگهداري ميشود، جالب خواهد بود.
نقشهنگاري كاتالونيايي (ص 3723). رپاراز روير (1940) به سه نقشهٴ ناشناس كاتالونيايي از اواخر سدهٴ چهاردهم اشارهاي دارد، كه دوتاشان در كتابخانههاي ملي فلورانس و ناپل است. سومي را اخيراً مارسل دو تمب در توپكاپيسراي استانبول كشف كرده و آن قطعهاي است از يك نقشهٴ جهان بسيار بزرگ كاتالونيايي در دايرهاي به شعاع يك متر در اين قطعه، سيبري تا شماليترين نقطهاش نشان دادهشده، كه در نقشهٴ كاتالونيايي در سال 1375، ديده نميشود.
جوجهكشي مصنوعي (ص 3728). تاگالوگ (از قبايل مالايايي فيليپين) تخم اردك را